خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۵۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تلخی کند به کام خضر آب زندگیبیدار چون شود ز شکر خواب زندگی
۲
از غفلت است این همه عمر دراز خضربدتر ز خواب مرگ بود خواب زندگی
۳
چون تیغ گرم در پی تحصیل آبرویمن بارها گذشته ام از آب زندگی
۴
شب های تار عمر به غفلت گذشته استفیضی مگر بریم ز مهتاب زندگی
صفحهٔ ۱ از ۲