شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۵۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر جا پیدا شود شور و شر دیوانگیمی زنم دست جنون را بر سر دیوانگی
۲
گر ز اوضاعم جنون پیداست عیب من مکنسال ها شد حلقه کوبم بر در دیوانگی
۳
پارهٔ آشفتگی چون گل به دست آورده امتا کنم آن را نشان افسر دیوانگی
۴
در اقالیم جنون، تدبیر را باید گذاشتنیست راهی عقل را در کشور دیوانگی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth