خلوتی با قاسم انوار
شمارهٔ ۲۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون ماه نو از مشرق انوار برآمدفریاد ز اسلام وز کفار برآمد
۲
حسنت سخنی گفت بگلذار و ریاحینریحان بخجالت شد و گل زار بر آمد
۳
عشق تو چو افتاد بسر حلقه مستاناز حلقه مستان همه انوار برآمد
۴
شوقت گذری کرد بکاشانه رندان«صدق » ز دل مست و ز هشیار برآمد
صفحهٔ ۱ از ۲