شعر را زندگی کن
خلوتی با قاسم انوار

شمارهٔ ۲۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلدار من از خانه ببازار برآمدناگه بسر کوچه خمار برآمد
۲
گلبانگ «تعالی » بشنیدند روانهاصد نعره ز تسبیح و ز زنار برآمد
۳
دعوی بچه تیره فرو رفت بخواریمعنی ز ته که گل فخار برآمد
۴
عالم همه روشن شد از آن نور بیکبارگفتند که: آن دلبر عیار برآمد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth