شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لاله می روید ز بستر ناتوان عشق راشعله پرورده است مغز استخوان عشق را
۲
مهر خاموشی است بر عنوان این سربسته رازنیست با گوش و زبان کاری بیان عشق را
۳
راز دل از بیزبانی بیشتر گل می کندباطن از آیینه رنجد رازدان عشق را
۴
شوقم از جا برد وصل کعبه دیدم بی سفرخضر پرواز است راه بی نشان عشق را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth