خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نفریبد به خیال نگهت خواب مرانبرد جلوه وصل تو به مهتاب مرا
۲
بسته بر بازوی بیدار فلک خواب مراکرده تعویذ سحر آه جگرتاب مرا
۳
اشک پرورده راز غم پنهان دلمگریه داده است ندانسته به سیلاب مرا
۴
شور بیطاقتیم در سفر آرام استتا نداند کسی از عشق تو بیتاب مرا
صفحهٔ ۱ از ۱