شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گل گل شکفتی از می و افروختی مراافروختی ز باده چها سوختی مرا
۲
نه مست و نه خمار نه هجران و نه وصالحیرت گدازدم که چرا سوختی مرا
۳
باج ظرافت از همه گلرخان بگیرآتش زدی چمن چمن افروختی مرا
۴
هم جبهه بهارم و هم سجده خزاناین شیوه ها برای چه آموختی مرا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth