شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کسی طی می تواند کرد راه ای بیابان راکه پای شوق او از سبزه نشناسد مغیلان را
۲
به جایی می رسد پاکیزه گوهر گرچه در اولصدف زندان نماید قطره باران نیسان را
۳
چه داند دلبری طفلی که در گلزار میخواریز بوی می نکرده غنچه اش آلوده دامان را
۴
زچشم پر فریب محشرانگیز تو می آیدکه از یک جنبش ابروکند بنیاد ایمان را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth