خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر ز درد نشانی بود فغان تو راشکستگی نکند صید استخوان تو را
۲
به راه بیدلی خود چو عکس آینه باشکه از تو شوق کند جستجو نشان تو را
۳
برو ز خاطر پرواز تا به گلزاریکه دام سبز کند گرد خون چکان تو را
۴
زخویش بگذر و سرگرم جستجویی گردکه نور دیده نماید یقین گمان تو را
صفحهٔ ۱ از ۲