شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برده ای دل از میان آیینه راگفته ای راز نهان آیینه را
۲
رازدار بیزبان محرم تر استکرده ای خوب امتحان آیینه را
۳
عکس رخسار تو را حیرت نقابمی کند آیینه دان آیینه را
۴
پرده چشم دلم پیراهن استچند پوشی در کتان آیینه را
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth