شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مست تو جلوه گر دهد جام جهان نمای راآینه جنون کند عقل برهنه پای را
۲
گوش ترانه سنج را مجمر بزم دل کندذکر تو نغمه گر شود مطرب خوش‌نوای را
۳
پردگیان کعبه را ساقی دیر می‌کندجام فریب اگر دهی لعل سخن‌سرای را
۴
بخت سیاه بی‌دلان جامه کعبه می‌شودرهزن دین اگر کنی نرگس سرمه‌سای را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth