خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مکن در کار گلشن جلوههای انتخابی رامده بر باد رنگ و بوی گلهای نقابی را
۲
دلم در سینه تا پر می زند چشمش خبر داردنمی دانم کجا آورده این حاضر جوابی را
۳
چه شد طفل است و خوابش می برد در دامن عاشقز چشمش یاد گیرد گفتگوی نیم خوابی را
۴
مده دردسر ساقی برای امتحان مننیارد بر رخم صد جام رنگ بی حجابی را
صفحهٔ ۱ از ۲