شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گردیده خوان نعمت وجه معاش ماخجلت کشد زخود دل کاهل تلاش ما
۲
الفت شراب تلخ و محبت بساط عیشباغ و بهار ما دل آیینه پاش ما
۳
پیمانه در هوای گل و خار می زنیمعالم تمام میکده انتعاش ما
۴
خون می خوریم و منت دریا نمی کشیماز پهلوی دل است چو ساغر معاش ما
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth