خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غمش باشد شراب بیغش ماتراود آب حیوان زآتش ما
۲
شکست بال شد در دام صیادنخستین تیر روی ترکش ما
۳
چو مجنون روی آبادی نبیندبیابانگرد شوق سرکش ما
۴
خس و خاشاک شورستان عشقیمپزد سودای خام از آتش ما
صفحهٔ ۱ از ۲