خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سینه صاف است پیر ما خوشا احوال مافال رحمت میگشاید نامه اعمال ما
۲
سرعت پرواز ما را پر گشودن غفلت استذره تا خورشید میخندد به استعلاج ما
۳
بیخود از سیر جراحت خانه دل میرسیمبوی گل مستانه میآید به استقبال ما
۴
بی نیازی نسخه آمال ما را خوانده استبهتر از فال دو عالم چون نیاید فال ما
صفحهٔ ۱ از ۳