خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دگر چه باده به پیمانه می کند دل ماکه مشق گریه مستانه می کند دل ما
۲
به جان شکافی مژگان قسم که شب همه شبخیال زلف تو را شانه می کند دل ما
۳
فضول قدر نفهمیدگی نمی داندچه بحثهای حریفانه می کند دل ما
۴
چگونه رخنه گر ملک عافیت نشودحدیث تیغ تو افسانه می کند دل ما
صفحهٔ ۱ از ۲