شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از می دیگر است مستی ماسر ساغر به گردن مینا
۲
واژگون است کار اهل جنونخار بر سر زنیم و گل بر پا
۳
پیچش زلف موج زنجیر استخط سبز است نسخه سودا
۴
یکدم از خون نمی شود خالیبی تو هم چشم ماست ساغر ما
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth