شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با شکوه همزبان نشود گفتگوی ماپیچیده همچو گریه نفس در گلوی ما
۲
ما آبروی خویش به عالم نمی دهیمبیهوده گریه ریخت به خاک آبروی ما
۳
ای دل غمین مباش که در وادی طلبآوارگی دو اسبه کند جستجوی ما
۴
ما را دلیل بادیه سرگشتگی بس استمنت ز خضر هم نکشد آروزی ما
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth