خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۱۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از مهر تو سینه ها اثرهاوز داغ تو دیده ها نظرها
۲
پرواز فنا چه بی نشان استدر سینه نهفته بال و پرها
۳
کم قدری اوج اعتبار استافزون شده ام ز بیشترها
۴
شایستگی عداوتم نیستپر منفعلم ز کینه ورها
صفحهٔ ۱ از ۲