خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۱۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمشیر تو قبله گاه سرهاپروانه ناوکت جگرها
۲
پرواز وفاست گلفشان تربر باد دهیم بال و پرها
۳
چون برق که بر شفق بتابدتیغت زده بر صف جگرها
۴
از پرتو آفتاب رویتگردیده غبارها شررها
صفحهٔ ۱ از ۲