خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۱۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای نام تو قبله زبانهاچشم دلها چراغ جانها
۲
آیینه راز توست عالمپیداست ز نامها نشانها
۳
ویران شده نسیم شوقتمانند حباب خانمانها
۴
سرمنزل توست بینشانیگرد ره کیست کاروانها؟
صفحهٔ ۱ از ۲