خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۱۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا چند خبر پرسی از بیسروسامانهادیوانه کجا باشد در کوه و بیابانها
۲
شوریدهتر ای قمری آشفتهتر ای مجنوناو سرو گلستانها من خار بیابانها
۳
آشفته شوم بیتو آسوده شوی بیمندیدارپرستیها منتکش حرمانها
۴
آمیزش یکرنگی آیینه تماشا کنگرد من و بوی گل سرکار چراغانها
صفحهٔ ۱ از ۲