خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۱۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زنجیری طرهات ختنهاسودایی جلوهات چمنها
۲
فریاد که دم نمیتوان زدبییاد تو هیچ ما و منها
۳
دارم ز تو لعل پاره داغبیرون ز شمار انجمنها
۴
خاموشیها زباندرازیدر پرده نگنجد این سخنها
صفحهٔ ۱ از ۱