خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۱۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
محبت خوش جناغی بسته وحشت الفت است امشببرای مصلحت یاران عداوت الفت است امشب
۲
بکش پیمانه و گلزار رخساری چراغان کناگر در گیرد از روی تو صحبت الفت است امشب
۳
نگاه نیم مستش اختراعی کرده از شوخیکه با شب زنده داری خواب راحت الفت است امشب
۴
ز رنگ باده و رخسار ساقی خوش تماشایی استچراغ دیر را با شمع خلوت الفت است امشب
صفحهٔ ۱ از ۲