شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خون بود دل که لذت درد نهان شناختاین غنچه قطره بود که رنگ جنان شناخت
۲
آیینه است پرتو شمع مزار مندر خواب هم خیال تو را می توان شناخت
۳
دارد نقیض گیری عاشق سرایتی؟حسن یقین من ز دل بدگمان شناخت
۴
پیداست از جبین عدم عشق پرده سوزاین باده را ز شیشه خارا توان شناخت
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth