شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زعشق مرتبه حسن دلنشین پیداستزشیشه جوهر این آب آتشین پیداست
۲
مخورفریب زشیرین لبان زیرنقابنشان آبله روی انگبین پیداست
۳
غمت نهان زکه دارم که همچو قبله نماتپیدن دل ازآیینه جبین پیداست
۴
نهفته درلب خاموش حرص طول املنشان جاده زهمواری زمین پیداست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth