خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۲۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گردش چشم او ایاغ دل استنگه شوخ او دماغ دل است
۲
پر شبی روز کرده ام در باغلاله پروانه چراغ دل است
۳
راه عقل و جنون نمی دانمهر کجا می روم سراغ دل است
۴
می نماید ز شیشه جای شرابتا به گردون به خون داغ دل است
صفحهٔ ۱ از ۲