خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۲۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خرابه گرد فلک احتشام آه من استرسید سلسله صبح و شام آه من است
۲
چه صیدها که به فتراک یار خواهم بستاثر حریص شکار است و دام آه من است
۳
ز جستجوی سواری غبار خواهم شدکسی که می رسد اول به کام آه من است
۴
طلسم هاست که ناز و نیاز می بنددحلال خنده یار و حرام آه من است
صفحهٔ ۱ از ۱