شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۲۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کار نفس ز جلوه رنگین گذشته استتا دیگر از دلم به چه آیین گذشته است
۲
رشکم برای عرض تجمل برد به باغچاک دلم ز دامن گلچین گذشته است
۳
از سرگذشتگی هنر بسمل تو نیستکاری که کرده از سر تحسین گذشته است
۴
یا رب مباد راز دلم نقل مجلسیدر خاطر آن تبسم شیرین گذشته است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth