شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۲۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرد کلفت در جنون درد ایاغم گشته استطره آشفتگی موی دماغم گشته است
۲
شب که از یاد رخت در آتش دل بوده امصبح چون پروانه بر گرد چراغم گشته است
۳
عشق جایی جز دل تنگم نمی گیرد قرارشعله شیدا بلبل گلهای باغم گشته است
۴
در بهار عشق آتش خاکروب گلشن استشعله فرش سایه دیوار باغم گشته است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth