شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۲۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از اشک و آه من گل و سنبل شکفته استاز ناله ام ترانه بلبل شکفته است
۲
سیر خزان تنگدلی کرده ایم ماآن کس بهار کرده که گل گل شکفته است
۳
هرکم نگاهیش ز دلم برده حیرتیاین غنچه در بهار تغافل شکفته است
۴
نشتر خلد به دیده خصم از غبار ماگلها ز فیض خار تحمل شکفته است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth