شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۲۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به دور ما نگه مشفقانه را چه شده استبه قحط سال تمنا خزانه را چه شده است
۲
چرا زحرف لبت جان به گفتگو ندهمنجابت گهر این ترانه را چه شده است
۳
ز جلوه در و دیوار خنده می باردستم ظریفی شوخ زمانه را چه شده است
۴
رسیده از ندمیدن بهار ما به بهارز ریشه دود برآورده دانه را چه شده است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth