شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۲۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خیال دام و قفس انتظار آزادی استبه خون خویش تپیدن شکار آزادی است
۲
شکار تشنه لبم جان فدای صیادیکه دام حلقه او چشمه سار آزادی است
۳
تپیدن دل و باد بهار و شوق سفرهزار عقده باطل به کار آزادی است
۴
کدام عقده گشاید به ناخن پروازگره به کار زدن پود و تار آزادی است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth