خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۲۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلی دارم که مست جام ساقی استسرم سودا پرست نام ساقی است
۲
گرفتاری به کامم چون نباشدحریفان موج ساغر دام ساقی است
۳
دماغ از بیدماغی می رسانیمشراب تلخ ما دشنام ساقی است
۴
جدا هر ذره ای را می پرستیممگر خورشید درد جام ساقی است
صفحهٔ ۱ از ۲