خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۳۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دو جهان از کتاب دل ورقی استزندگی سطری و فنا سبقی است
۲
تب رشک که سوخت گلشن راغنچه تبخاله ای و گل عرقی است
۳
گل خورشید غنچه می خنددصبح بی باده شام بی شفقی است
۴
هنر از عیب می توان دانستعالم آیینه خانه سبقی است
صفحهٔ ۱ از ۲