خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۳۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
داری تمام عالم اگر آشنا یکی استاز توست هر چه خواهی اگر مدعا یکی است
۲
آیینه دار تفرقه باشد حضور دلصد جلوه بیش و ساغر گیتی نما یکی است
۳
در آب و خاک میکده دل دویی مباددرد ته پیاله و صاف وفا یکی است
۴
داریم قاتلی که ز یاد خرام اوگرد خرابه دل و آب بقا یکی است
صفحهٔ ۱ از ۳