خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۳۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنچه دل را می نوازد درد بیدرمان اوستآنکه جان را زنده دارد آتش پنهان اوست
۲
دیده از مکتوب زخم تازه ای روشن نکرددل شهید انتظار قاصد پیکان اوست
۳
تا غبار غیر ننشیند به طرف دامنشسرزمین دیده من عرصه جولان اوست
۴
گرم شد بازار چاک سینه در فصل بهارنکهت پیراهن گل گردی از دامان اوست
صفحهٔ ۱ از ۲