شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۳۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرفتار کمند عشق را صیاد حاجت نیستشهید خنجر بیداد را جلاد حاجت نیست
۲
بلند آوازگی نخلی است از گلزار خاموشیگر از من بشنود مرغ چمن فریاد حاجت نیست
۳
مرا خود شیشه دل می خورد بر سنگ ناکامیتو را در مکتب سنگین دلی استاد حاجت نیست
۴
ز تأثیر توکل گشته ام از خلق مستغنیمرا در بی نیازی از کسی امداد حاجت نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth