خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۳۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قرب شاهان بی صدف کی گوهر شهوار یافتاز ریاضتهای زندان دولت بیدار یافت
۲
دل چو طفلان از شعف با توبه بازی می کندغنچه رنگینی از گلزار استغفار یافت
۳
گرد عالم گشت مجنون جای آسایش ندیدسایه خاری در این صحرای ناهموار یافت
۴
کرد از پرواز ابر تندرو خود را سبکبحر از تمکین لنگر عزت سرشار یافت
صفحهٔ ۱ از ۳