شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۳۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گلستانی که هوای دل نومید گرفتباغبانش ثمر پیشرس از بید گرفت
۲
باده الفت سرشار قوامی داردشبنم گریه ما دامن خورشید گرفت
۳
حلقه دام گرفتاری ما چشم غزالصید وحشت که به او الفت جاوید گرفت
۴
ساغر از ساقی دوران چه گرفتن دارداین تنک حوصله جام از کف جمشید گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth