شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۳۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جایی که عقل دامن تدبیر می گرفتدیوانه زلف حلقه زنجیر می گرفت
۲
گر داغ او نبود چه می کرد شب کسیشمع نفس ز آتش دل دیر می گرفت
۳
آهن به کوهسار ز پیچیده ناله امتاب از برای جوهر شمشیر می گرفت
۴
تأثیر ناله چاشنی شهد زندگی استگر نیستان نبود دل شیر می گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth