شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۳۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جلوه حسن تو بس در صورت و معنی گرفتمی توان از گرد مجنون دامن لیلی گرفت
۲
قطره تا موج محیط بی نیازی گوهر استمی توان سامانی از هر پاره کشتی گرفت
۳
پرتو آیینه دارد حلقه دام وفاگریه ما عالمی از فیض یکرنگی گرفت
۴
هر کجا گیرد مروت دامنت خونم بریزمی توان از کشتنم اکسیر بی رحمی گرفت
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth