شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۴۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گه به درد و گه به داغ ما مپیچاینقدرها در سراغ ما مپیچ
۲
نشئه گر سر جوش سودا نیستیپا به دامان ایاغ ما مپیچ
۳
شعله را سرکار شبنم کرده ایمبوی گل در سیر باغ ما مپیچ
۴
گر سمندر گشته ای پروانه ایهرزه بر دود چراغ ما مپیچ
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth