شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۴۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن میگساری شب و این دور باش صبحشکر مدار شام کنم یا معاش صبح
۲
عکس پری و شوخی آیینه هواستپرواز نشئه در چمن انتعاش صبح
۳
تارش نگاه حسرت شب زنده دار کیستدیبای آفتاب ندارد قماش صبح
۴
در باغ چهره نرگس دیر آشنای اوخوابیده مست باده شب بر فراش صبح
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth