شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۴۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب روز شد به یاد تو روشن چراغ صبحبا ساغر ستاره کنم سیر باغ صبح
۲
از فیض عشق باج به قیصر نمی دهمدارم دماغ باده و دارم دماغ صبح
۳
با او به تازگی نمکی تازه کرده اماز من کنید مهر پرستان سراغ صبح
۴
در پرده بال می زند از بهر امتحانمن دیده ام که باز سفید است زاغ صبح
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth