شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۴۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تذرو جلوه ات را دیده من آشیان زیبدهمای نازکت را استخوان از مغز جان زیبد
۲
دلم خوش در بغل دارد خیالت را تماشا کنچنان آیینه ای را اینچنین آیینه دان زیبد
۳
وفا سرشار و او سرمست و ساقی سرگران اونگه را بیخودی می را طرب دل را فغان زیبد
۴
نسیم وادی الفت بهار عمر جاوید استمحبت را دم عیسی غبار (از) کاروان زیبد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth