خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۴۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر عارض برافروزی شرر پروانه می گرددنگاهی تا گشاید بال و پر پروانه می گردد
۲
نمی دانم چه در دل دارم امشب اینقدر دانمکه مژگان تا خورد بر یکدگر پروانه می گردد
۳
سرکوی تو سازد آشیان آخر غبار مناگر قمری اگر بلبل اگر پروانه می گردد
۴
هوای شمع رخسار تو دارد شمع مکتوبمکبوتر تا گشاید بال و پر پروانه می گردد
صفحهٔ ۱ از ۲