خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۴۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شوق رازی است که اظهار در آتش داردعشق خاری است که در گلزار در آتش دارد
۲
داغ حسنم که ندانسته سپند از خاشاکدل دیوانه و هشیار در آتش دارد
۳
هر که پوشیده چو اخگر نظر از عالم بردشعله را دیده بیدار در آتش دارد
۴
عالم از گرمی بازار دل آتشکده ای استعشق تنها نه خریدار در آتش دارد
صفحهٔ ۱ از ۲