شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۴۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گل خیال که در آب و آتشم داردکه یاد خنده غفلت مشوشم دارد
۲
اگر غبار نگردم غبار خواهم شدبه دام شوخی جولان ابرشم دارد
۳
شهید جلوه شمشیر گشتنم بس نیستهلاک شوخی پرواز ترکشم دارد
۴
عداوتم گل خجلت به بار می آردز درد کینه دل پاک بی غشم دارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth