خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۵۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه تنها صبر با کم آرزوی بیش نگذاردچو کامل شد جنون دل را به جای خویش نگذارد
۲
ز آتش یک نفس تا مانده سامان شرر دارددلم را سرنوشت سوختن درویش نگذارد
۳
چه رنگین صرفه ها بردند خلق از مردم آزارینرنجاند گزیدن خاطری پا پیش نگذارد؟
۴
محبت خون دلی گم کردنی گم کردنی داردسری بی داغ سودا سینه ای بی ریش نگذارد؟
صفحهٔ ۱ از ۲